تبليغاتX
A R A SH . P O O R A L I Z A D E H - مهر 87 : مقالات
اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صَفْوَةِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَلیم ِاللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقَ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِىَّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمّدَ بْنَ عَبْد ِاللّه ِ، خاتَمَ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب ، وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ِ، وَ سَیِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْن ِ، سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّةَ عَیْن ِ النّاظِرینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ، باقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد الصّاد ِقَ الْبارَّ الْامینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا موُسَى بْنَ جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ موُ سَ ى الرِّضَا الْمُرْتَضى، اَالسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِى التَّقِىَّ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَ سِراجِکَ، وَ وَلِىِّ وَلِیِّکَ، وَ وَصِیِّکَ، وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ . اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ اَمیر ِ الْمُؤْمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْن ِ اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ، وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُهُ. اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِى الْجَنَّة ِ، وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِکُمْ، وَ أَوَرَدْنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ، وَ سَقانا بِکَأْس ِ جَدِّ کُمْ مِنْ یَد ِ عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب ، صَلَواتُ اللّه عَلَیْکُمْ ، أَسْئَلُ اللّه أَنْ یُر ِیَنا فیکُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ ، وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاکُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّکُمْ مُحَمَّد، صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِ وَ آلِه ِ، وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْر ِ فَتَکُمْ، إِنَّهُ وَلِىِّ قَدیرٌ. أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّه ِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ أَعْدائِکُمْ، وَ التَّسْلیم ِ إِلَى اللّه ِ ، راضِیاً بِه ِ غَیْرَ مُنْکِر وَ لا مُسْتَکْبِر وَ عَلى یَقین ِ ما أَتى بِه ِ مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض، نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهِکَ یا سَیِّدى ، اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ . یا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة ِ ، فَا ِنَّ لَکَ عِنْدَاللّْه ِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ. اَللّْهُمّ ا ِنى اَسْئَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَة ِ ، فَلاتَسْلُبْ مِنّى ِ ما أَنَا فیه ِ،وَ لاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیم ِ . اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا، وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ ، وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتَکَ، وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه ِ أَجْمَعینَ، وَ سَلَّمَ تَسْلیما یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ

 

زينب قم
نگاهي به هجرت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

بنى عباس از علاقه ايرانيان به اهل بيت با خبر بود و مى دانست كه خبر اسارت موسى بن جعفر(ع) خشم مردم را عليه حاكمان بنى عباس برانگيخته و امكان دارد كه دست به قيامى همه جانبه بزنند و حكومت بنى عباس را سرنگون كنند. از اين رو در پى چاره جويى برآمدند و از آن جا كه با رشادت هاى ملت ايران آشنا بودند شمشير را چاره كار ندانستند و نقشه ولايتعهدى امام رضا را مطرح كردند.
با اين ترفند موذيانه هم خطر قيام مردم ايران را از ميان بردند و هم امام هشتم را تحت نظر گرفته و رابطه مردم با ايشان را قطع نمودند. به اين ترتيب دسترسى به امام هشتم بسيار مشكل و حتى غير ممكن شد و مردم مجبور بودند از طريق عوامل حكومتى خبرهاى مربوط به ائمه را دريافت نمايند.
همان گونه كه مى دانيد امامان معصوم داراى خواهران ديگرى هم بوده اند پس چه دليلى دارد كه در ميان همه آنان حضرت معصومه با ابعادى متفاوت همان ويژگى سفر حضرت زينب را در بر دارد و در آن مرحله از تاريخ ايشان همان رسالتى را به عهده داشتند كه حضرت زينب بعد از ماجراى كربلا . چرا كه در آن روزگار خفقان دستگاه بنى عباس در همه جا سايه افكنده بود وحضرت معصومه چند تن ديگر تنها شخصيت هايى بودند كه از توطئه بنى عباس آگاهى داشتند و عواقب چنين توطئه اى را هم پيش بينى مى كردند. بدين جهت ايشان براى افشاى چنين خيانتى عازم شهرهاى ايران شده و به افشاگرى عليه آنان پرداخت .
در واقع در سال 201 هجري قمري يعني يك سال پس از سفر تبعيدگونه حضرت رضا به « مرو » حضرت فاطمه معصومه همراه عده اى از برادران خود براى ديدار برادر و تجديد عهد با امام زمان خويش راهى ديار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسيدند ولى از آن جا كه در آن زمان عده اى از اهالى از مخالفان اهل بيت بودند با مأموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند و عده اى از همراهان حضرت در اين حادثه غم انگيز به شهادت رسيدند. حضرت در حالى كه از غم و حزن بسيار بيمار شده بود با احساس ناامنى در شهر ساوه فرمود: « مرا به شهر قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود شهر قم مركز شيعيان ماست. » سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.
بزرگان قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى كه « موسى بن خزرج » بزرگ خاندان « اشعرى » زمام شتر آن مكرمه را به دوش مى كشيد ايشان در ميان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد و در منزل شخصى « موسى بن خزرج » اجلال نزول فرمود.
سراى « موسى بن خزرج » كه حضرت معصومه چند صباحى در آنجا به سر برد در محله « ميدان مير» وسط شهر قم در يكى از محله هاى قديمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام « بيت النور» در وسط آن قرار داشت. موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر محراب ايشان را به همان حال باقى گذارد و ديگر نقاط خانه خويش را نيز به احترام ايشان مسجد كرد.
اصل محراب فاطمه معصومه كه در نزد عوام به « تنور » مشهور است تاكنون پابرجاست و مردم از قديم الايام تاكنون براى تيمن و تبرك و خواندن زيارت و دعا بدان جا مى روند. محراب مزبور كه غرفه كوچكى بيش نبوده تجديد بنا شده و به صورتى زيبا در آمده است و در كنار آن مدرسه اى براى طلاب علوم دينى ساخته شده كه به « مدرسه ستيه » معروف است. در ضلع غربى و و جنوبى آن نيز مسجدى بنا گرديده است. سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه در منتهى اليه جنوب غربى شهر قم قرار داشت زيرا بر اساس آثارى كه موجود است شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدريج به سمت غرب و جنوب كشيده شد.
البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قديمى شهر به سمت جنوب است. ناحيه اى كه آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد پيش از رحلت حضرت معصومه احتمالا باغ آباد و مصفايى از املاك موسى بن خزرج بود.
چون در آن دوران متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه هاى مجللى كه داخل شهر داشتند هر يك به تناسب موقعيت و مقام خويش در باغ هاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه كاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفريح در ايام بهار و تابستان بنا مى نمودند. با توجه به وضعيت محل مذكور و موقعيت متناسب « بابلان » همان محلى كه امروزه پيكر مقدس حضرت معصومه قرار دارد و شخصيت موسى بن خزرج حدس زده مى شود كه كاخ ييلاقى موسى در همان ناحيه قرار داشت و به طورى كه از قراين برمى آيد باغ و كاخ مزبور را موسى فوق العاده دوست مى داشت و به همين جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد. ظاهرا موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت حال حضرت معصومه ايشان را به باغ ييلاقى خويش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.
آن بزرگوار هفده روز در شهرقم به سر برد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود و واپسين روزهاى عمر پر بركت خويش را با خضوع وخشوع در برابر ذات پاك الهى به پايان رساند.
سرانجام آن همه شوق و شور مبدل به دنيايى از حزن و اندوه شد.
در خصوص علت بيمارى نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار گفته شده است كه زنى در شهر ساوه ايشان را مسموم نمود. اين مطلب با توجه به درگيرى دشمنان اهل بيت با همراهان حضرت و شهادت عده اى از آن ها در « ساوه » و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بيمارى به سوى شهر قم بعيد به نظر نمى رسد.
بعد از وفات ايشان كه در سن 28 سالگى اتفاق افتاد آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند و سپس به سوى قبرستان « بابلان » تشييع كردند ولى به هنگام دفن آن بزرگوار به دليل نبودن محرم « آل سعد » دچار مشكل شدند و سرانجام تصميم گرفتند كه پيرمردى به نام « قادر » اين كار را انجام دهد. ولى قادر و حتى بزرگان و علماى شيعه قم هم لايق نبودند عهده دار اين امر مهم شوند چرا كه معصومه اهل بيت را بايد امام معصوم  به خاك سپارد.
مردم منتظر آمدن «آن پيرمرد صالح » بودند كه ناگهان دو سوار را ديدند كه از جانب ريگزار به سوى آنان مى آيند. وقتى نزديك جنازه رسيدند پياده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ريحانه رسول خدا را در داخل سردابى كه از قبل آماده شده بود دفن كردند و بدون اين كه با كسى تكلم نمايند سوار شده و رفتند و كسى هم آن ها را نشناخت.
پس از به پايان رسيدن مراسم دفن موسى بن خزرج سايبانى از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار بر افراشت و اين سايبان بر قرار بود تا زمانى كه دختر امام جواد وارد قم شد و قبه اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت شد.
در بلندي مقام ايشان همين بس روزي جمعي از شيعيان به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر و پرسيدن پرسش هايي از ايشان به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم در مسافرت بود پرسش هاي خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند غافل از اين که حضرت معصومه جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر مواجه شده ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند سه بار فرمود: پدرش فدايش


مديحه حضرت معصومه

+ نوشته شده در  87/07/01ساعت 13:3  توسط آرش پورعليزاده  |