تبليغاتX
A R A SH . P O O R A L I Z A D E H
اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صَفْوَةِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَلیم ِاللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ خَلْقَ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صَفِىَّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمّدَ بْنَ عَبْد ِاللّه ِ، خاتَمَ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب ، وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ِ، وَ سَیِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْن ِ، سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّةَ عَیْن ِ النّاظِرینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ، باقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد الصّاد ِقَ الْبارَّ الْامینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا موُسَى بْنَ جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ موُ سَ ى الرِّضَا الْمُرْتَضى، اَالسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِى التَّقِىَّ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَ سِراجِکَ، وَ وَلِىِّ وَلِیِّکَ، وَ وَصِیِّکَ، وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ . اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ اَمیر ِ الْمُؤْمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْن ِ اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ، وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُهُ. اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِى الْجَنَّة ِ، وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِکُمْ، وَ أَوَرَدْنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ، وَ سَقانا بِکَأْس ِ جَدِّ کُمْ مِنْ یَد ِ عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب ، صَلَواتُ اللّه عَلَیْکُمْ ، أَسْئَلُ اللّه أَنْ یُر ِیَنا فیکُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ ، وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاکُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّکُمْ مُحَمَّد، صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِ وَ آلِه ِ، وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا مَعْر ِ فَتَکُمْ، إِنَّهُ وَلِىِّ قَدیرٌ. أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّه ِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ أَعْدائِکُمْ، وَ التَّسْلیم ِ إِلَى اللّه ِ ، راضِیاً بِه ِ غَیْرَ مُنْکِر وَ لا مُسْتَکْبِر وَ عَلى یَقین ِ ما أَتى بِه ِ مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض، نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهِکَ یا سَیِّدى ، اَللّهُمَّ وَ رِضاکَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ . یا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة ِ ، فَا ِنَّ لَکَ عِنْدَاللّْه ِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ. اَللّْهُمّ ا ِنى اَسْئَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَة ِ ، فَلاتَسْلُبْ مِنّى ِ ما أَنَا فیه ِ،وَ لاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیم ِ . اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا، وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ ، وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتَکَ، وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه ِ أَجْمَعینَ، وَ سَلَّمَ تَسْلیما یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ
 

  نذري كريمه اهل بيت ( س )

از ضريح دوست دل نكنده است
هرچه دارد اين دل تپنده است

خوبي آن قَدَر كه در برابرت
هركسي كه باخت او برنده است

در كمال دوست شك نمي كنم
عيب كار از قباي بنده است

قرن هاست هرچه ياكريم هست
از كريمي كريمه زنده است

گريه مي كنيم آب و دانه را
گريه نامِ ديگرِ پرنده است

آبان 87 . رشت
آرش پورعليزاده


نذري كريمه اهل بيت ( س )

خواهر مگر عزيز برادر نيست؟ در جاده ها دلم شده سردرگم
ما را كه از شراب تو افتاديم فرصت بده كه مست شويم از خم

در مرقد تو گم شده ام شايد دور و برت شلوغ شده ديگر
در من هزار مرغ پريشان ست در تو هزار مزرعه ي گندم

افغاني اند و سوي تو مي آيند تاجيكي اند و سمت تو مي رقصند
در شهر باميان همه ي بت ها در شهر قندهار همه، مردم

حالا كه راه دور و دلم تنگ ست بگذار من دلم به تو خوش باشد
راهم نداده است كسي مشهد بگذار لااقل بروم تا قم


آبان 86 . رشت
آرش پورعليزاده


صداي استاد مجاهدي

+ نوشته شده در  87/08/02ساعت 11:41  توسط آرش پورعليزاده  | 

 

زينب قم
نگاهي به هجرت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

بنى عباس از علاقه ايرانيان به اهل بيت با خبر بود و مى دانست كه خبر اسارت موسى بن جعفر(ع) خشم مردم را عليه حاكمان بنى عباس برانگيخته و امكان دارد كه دست به قيامى همه جانبه بزنند و حكومت بنى عباس را سرنگون كنند. از اين رو در پى چاره جويى برآمدند و از آن جا كه با رشادت هاى ملت ايران آشنا بودند شمشير را چاره كار ندانستند و نقشه ولايتعهدى امام رضا را مطرح كردند.
با اين ترفند موذيانه هم خطر قيام مردم ايران را از ميان بردند و هم امام هشتم را تحت نظر گرفته و رابطه مردم با ايشان را قطع نمودند. به اين ترتيب دسترسى به امام هشتم بسيار مشكل و حتى غير ممكن شد و مردم مجبور بودند از طريق عوامل حكومتى خبرهاى مربوط به ائمه را دريافت نمايند.
همان گونه كه مى دانيد امامان معصوم داراى خواهران ديگرى هم بوده اند پس چه دليلى دارد كه در ميان همه آنان حضرت معصومه با ابعادى متفاوت همان ويژگى سفر حضرت زينب را در بر دارد و در آن مرحله از تاريخ ايشان همان رسالتى را به عهده داشتند كه حضرت زينب بعد از ماجراى كربلا . چرا كه در آن روزگار خفقان دستگاه بنى عباس در همه جا سايه افكنده بود وحضرت معصومه چند تن ديگر تنها شخصيت هايى بودند كه از توطئه بنى عباس آگاهى داشتند و عواقب چنين توطئه اى را هم پيش بينى مى كردند. بدين جهت ايشان براى افشاى چنين خيانتى عازم شهرهاى ايران شده و به افشاگرى عليه آنان پرداخت .
در واقع در سال 201 هجري قمري يعني يك سال پس از سفر تبعيدگونه حضرت رضا به « مرو » حضرت فاطمه معصومه همراه عده اى از برادران خود براى ديدار برادر و تجديد عهد با امام زمان خويش راهى ديار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسيدند ولى از آن جا كه در آن زمان عده اى از اهالى از مخالفان اهل بيت بودند با مأموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند و عده اى از همراهان حضرت در اين حادثه غم انگيز به شهادت رسيدند. حضرت در حالى كه از غم و حزن بسيار بيمار شده بود با احساس ناامنى در شهر ساوه فرمود: « مرا به شهر قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود شهر قم مركز شيعيان ماست. » سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.
بزرگان قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى كه « موسى بن خزرج » بزرگ خاندان « اشعرى » زمام شتر آن مكرمه را به دوش مى كشيد ايشان در ميان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد و در منزل شخصى « موسى بن خزرج » اجلال نزول فرمود.
سراى « موسى بن خزرج » كه حضرت معصومه چند صباحى در آنجا به سر برد در محله « ميدان مير» وسط شهر قم در يكى از محله هاى قديمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام « بيت النور» در وسط آن قرار داشت. موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر محراب ايشان را به همان حال باقى گذارد و ديگر نقاط خانه خويش را نيز به احترام ايشان مسجد كرد.
اصل محراب فاطمه معصومه كه در نزد عوام به « تنور » مشهور است تاكنون پابرجاست و مردم از قديم الايام تاكنون براى تيمن و تبرك و خواندن زيارت و دعا بدان جا مى روند. محراب مزبور كه غرفه كوچكى بيش نبوده تجديد بنا شده و به صورتى زيبا در آمده است و در كنار آن مدرسه اى براى طلاب علوم دينى ساخته شده كه به « مدرسه ستيه » معروف است. در ضلع غربى و و جنوبى آن نيز مسجدى بنا گرديده است. سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه در منتهى اليه جنوب غربى شهر قم قرار داشت زيرا بر اساس آثارى كه موجود است شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدريج به سمت غرب و جنوب كشيده شد.
البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قديمى شهر به سمت جنوب است. ناحيه اى كه آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد پيش از رحلت حضرت معصومه احتمالا باغ آباد و مصفايى از املاك موسى بن خزرج بود.
چون در آن دوران متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه هاى مجللى كه داخل شهر داشتند هر يك به تناسب موقعيت و مقام خويش در باغ هاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه كاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفريح در ايام بهار و تابستان بنا مى نمودند. با توجه به وضعيت محل مذكور و موقعيت متناسب « بابلان » همان محلى كه امروزه پيكر مقدس حضرت معصومه قرار دارد و شخصيت موسى بن خزرج حدس زده مى شود كه كاخ ييلاقى موسى در همان ناحيه قرار داشت و به طورى كه از قراين برمى آيد باغ و كاخ مزبور را موسى فوق العاده دوست مى داشت و به همين جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد. ظاهرا موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت حال حضرت معصومه ايشان را به باغ ييلاقى خويش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.
آن بزرگوار هفده روز در شهرقم به سر برد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود و واپسين روزهاى عمر پر بركت خويش را با خضوع وخشوع در برابر ذات پاك الهى به پايان رساند.
سرانجام آن همه شوق و شور مبدل به دنيايى از حزن و اندوه شد.
در خصوص علت بيمارى نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار گفته شده است كه زنى در شهر ساوه ايشان را مسموم نمود. اين مطلب با توجه به درگيرى دشمنان اهل بيت با همراهان حضرت و شهادت عده اى از آن ها در « ساوه » و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بيمارى به سوى شهر قم بعيد به نظر نمى رسد.
بعد از وفات ايشان كه در سن 28 سالگى اتفاق افتاد آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند و سپس به سوى قبرستان « بابلان » تشييع كردند ولى به هنگام دفن آن بزرگوار به دليل نبودن محرم « آل سعد » دچار مشكل شدند و سرانجام تصميم گرفتند كه پيرمردى به نام « قادر » اين كار را انجام دهد. ولى قادر و حتى بزرگان و علماى شيعه قم هم لايق نبودند عهده دار اين امر مهم شوند چرا كه معصومه اهل بيت را بايد امام معصوم  به خاك سپارد.
مردم منتظر آمدن «آن پيرمرد صالح » بودند كه ناگهان دو سوار را ديدند كه از جانب ريگزار به سوى آنان مى آيند. وقتى نزديك جنازه رسيدند پياده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ريحانه رسول خدا را در داخل سردابى كه از قبل آماده شده بود دفن كردند و بدون اين كه با كسى تكلم نمايند سوار شده و رفتند و كسى هم آن ها را نشناخت.
پس از به پايان رسيدن مراسم دفن موسى بن خزرج سايبانى از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار بر افراشت و اين سايبان بر قرار بود تا زمانى كه دختر امام جواد وارد قم شد و قبه اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت شد.
در بلندي مقام ايشان همين بس روزي جمعي از شيعيان به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر و پرسيدن پرسش هايي از ايشان به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم در مسافرت بود پرسش هاي خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند غافل از اين که حضرت معصومه جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر مواجه شده ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند سه بار فرمود: پدرش فدايش


مديحه حضرت معصومه

+ نوشته شده در  87/07/01ساعت 13:3  توسط آرش پورعليزاده  | 

 

حرم حضرت معصومه: يك روز آفتابي

حرم حضرت معصومه


حرم حضرت معصومه: نماز

حرم


حرم حضرت معصومه: مقام معظم رهبري در نماز

رهبري در نماز


حرم حضرت معصومه: آن روزها ...

آن روزها


دعاي ندبه

 

+ نوشته شده در  87/06/02ساعت 5:38  توسط آرش پورعليزاده  | 

 

حجاب

آیه 59 سوره احزاب

یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.


استفتائات مراجع تقلید درباره‎ حجاب

1. حکم بی‌اعتنایی به حجاب چیست؟
آیت الله خامنه‌ای
اصل حجاب ضروری دین محسوب است ولی بعضی فروع آن ممکن است ضروری نباشد و بی‌اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
آیت الله صافی
اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بی‎اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن باعث فسق است.
آیت‌الله مکارم شیرازی
حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمی‌شود.
آیت الله تبریزی
اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی‌اعتنایی نمایند حکم بی‌اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.
آیت‌الله سیستانی
اصل حجاب از مسلمات شریعت است ولی کسانی که توجّه به وضوح آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بی‌اعتنایی عملی گناه است.
آیت‌الله بهجت
بی‌اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.
2. آرایش زنان در خیابان ‌ها و پوشيدن لباس‌های محرک چه صورت دارد؟
آیت‌الله خامنه‎ ای
بر زن واجب است تمام بدن و موی و زینت خود را از نامحرم بپوشاند.
آیت‌الله تبریزی
جایز نیست
آیت‌الله سیستانی
جایز نیست
آیت‌الله مکارم شیرازی
بدون شک جایز نیست
آیت‌الله فاضل لنکرانی
حرام است
آیت‌الله بهجت
حرام است
آیت‌الله صافی گلپایگانی
حرام است
3. حضور دختران نابالغ در حضور نامحرمان بدون حجاب چه صورت دارد؟
آیت‌الله فاضل لنکرانی
بر پدر و مادر است که فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامی و وظایف شرعی آشنا کنند و چنانچه موارد مذکور موجب تهییج و مفسده شود، اگر چه بچه ممیز نباشد، باید آنان را بپوشانند و حفظ کنند تا جامعه آلوده و بی‌بندوبار نشود.
آیت‌الله سیستانی
بر غیر بالغ، پوشیدن واجب نیست ولی پدر و مادر لازم است که فرزند خود را به رعایت آداب و شئون اسلامی وادار نمایند و در تربیت صحیح شرعی آنان بکوشند.
آیت‌الله بهجت
تمرین اطفال بر وظایف شرعیه به عهده‌ی والدین است.
آیت‌الله مکارم شیرازی
بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامی از زمان طفولیت آشنا کنند.
آیت‌الله تبریزی
پوشش بر دختران نابالغ واجب نیست؛ لکن وظیفه‌ی والدین است که دخترانشان را به پوشش اسلامی عادت دهند و فرزندانشان را با احکام اسلامی تربیت نمایند.


حجاب در اسلام

حجاب یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش مردان و زنان وضع شده‌است. بخشی از این احکام که در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور در کتاب قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند.
در طول همه اعصار و در بسیاری از تمدن‌ها حجاب در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است. اسلام فقط حدود شرعی حجاب زن و مرد را مشخص کرده‌است. بدین معنا که مردان باید عورت خود را بپوشانند و زنان نیز باید بدن خود جز صورت و دو دست را به گونه‌ای بپوشانند که برجستگی‌های آن آشکار نگردد و تحریک آمیز نباشد.
در جامعه عرب از روبنده استفاده می‌شده‌است و در جامعه ایرانی از چادر و چارقد استفاده می‌شده‌است. استفاده از چادر در میان ایرانیان به دوران پیش از اسلام و به زمان اشکانیان و پس از آن ساسانیان باز می‌گردد.
در نظر مردم مسلمان حجاب وسیله ای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیله ای برای حضور سالم زن در اجتماع است. ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.


حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.
البته قرآن كريم به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.


صداي استاد مجاهدي

 

+ نوشته شده در  87/05/02ساعت 5:33  توسط آرش پورعليزاده  | 

 

استان قم

آشنايي با قم

جغرافياى قم
استان قم با وسعتى در حدود11238 كيلومتر مربع در بخش مركزى ايران واقع شده است. اين استان از طرف شمال به استان تهران، از شرق به استان سمنان، و از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب غربى تا شمال غربى به استان مركزى محدود مى گردد.
اين استان كمتر از يك درصد كل مساحت كشور، بيست و هشتمين و در واقع كوچكترين استان كشور محسوب مى شود. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان در مناطق كوهستانى با 3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمك قم حدود 700 متر است.
جمعيت فعال استان قريب به يك ميليون نفر تخمين زده مى شود. استان قم از نظر تقسيمات كشورى در سال 1379 داراى يك شهرستان، 4 بخش، 5 شهر و 9 دهستان و 936 آبادى بوده كه از اين تعداد 356 آبادى داراى سكنه و 580 آبادى بدون سكنه بوده است. 
تاريخ قم
طبق بعضى از شواهد و مدارك تاريخى، شهر قم پيش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ايران بوده است و بناى آن را به تهمورث يكى از پادشاهان پيشدادى نسبت داده اند، در مقابل، بسيارى از مورخان آن را يك شهرتازه ساز و از آثار قرن اول هجرى مى دانند.
قديمى ترين منبعى كه قم را از شهرهاى مستحدثه اسلامى معرفى كرده سفرنامه منسوب به ابى دلف است.
اين منطقه را در« دوران باستان » براوستان مى گفتند و حوزه روستايى آن كميدان و مركز روستا را به نام « كم » مى خواندند. در قرن اول اسلامى نيز اين شهر به نام « كم » معروف بوده و از توابع اصفهان به شمار مى آمد. شهر قم در سال 23 هجرى قمرى به دست لشگر اسلام فتح شد و اسلام در آن جا به گونه اى نفوذ پيدا كرد كه به سرعت مردم به مذهب تشيع علوى متمايل گرديدند.
از سال 94 هجرى اشعرى ها به قم آمدند و در آبادانى آن تلاش فراوان كردند و از سال 142 هجرى از دادن خراج به خلفاى دوران امتناع كردند و از آن تاريخ، قم به صورت يك سرزمين نيمه خودمختار در حكومت اسلام در آمد، در سال 189 هجرى قم از اصفهان جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى درآمد و جايگاه پرورش دانشمندان و فقيهان شيعى شد.
بعد از دفن حضرت معصومه سلام الله عليها قم رونقى بسزا يافت و پناهگاه مطمئنى براى دوستان اهل بيت و شيعيان گرديد. از آن زمان به بعد مردم به تدريج منازل خود را به مدفن حضرت معصومه نزديك كردند تا از زيارت قبر ايشان بهده مند گردند. همچنين علماء و دانشمندان زيادى در جوار كريمه اهل بيت (س) پرورش يافتند و به نشر و گسترش اسلام پرداختند.
در طول قرون و اعصار، شهر مقدس و مذهبى قم، صدمات جبران ناپذيرى از طرف ستمگران بر جان خريده و در حملات متعددى اين شهدر ويران گشت و مردم آن قتل عام گرديدند.
قيام مردم قم در 19 دى سال 1357 سند افتخارى براى اين شهر در تاريخ مى باشد. پس از پيروزى انقلاب نيز با شروع جنگ تحميلى، اين شهر با تقديم حدود 5200 شهيد و 7600 جانباز نقش خود را در دفاع مقدس ايفا نمود و هم اكنون در اين برهه از زمان با رهبرى آيت الله خامنه اى همچنان محكم و استوار در مقابل تهاجم فرهنگى دشمنان داخلى و خارجى ساكت نخواهد نشست و با اميد به لطف الهى تلاش خواهد كرد تا زمينه ساز ظهور يگانه منجى عالم بشريت حضرت ولى عصر (عج) گردد.
قم در احاديث و روايات
1
زمانى كه رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محل آسايش مؤمنان است.
امام صادق ( بحار الانوار، 60/215 )
2
بهشت داراى هشت در است و يكى از آن ها براى مردم قم است، و آنان در ميان مردم ساير شهرها بهترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنان قرار داد.
امام موسي كاظم ( بحارالانوار، 60/216 )
3
براى قم فرشته اى است كه بال هايش را بر آن گسترده است، هيچ ستمگرى قصد آزار قم نمى كند مگر اين كه خداوند او را ذوب مى كند همانند ذوب شدن نمك در آب.
امام صادق ( بحار الانوار، 60/217 )
4
فرشتگان خدا همواره بلاها و خطرات را از قم و اهل آن برطرف مى سازند و هيچ ستمگرى قصد نابودى قم را نمى كند مگر اين كه خداوند نابودش مى سازد.
امام صادق ( سفينة البحار ج 2 صفحه 445  )
5
آن گاه كه بلاها و مشكلات به شماروى كرد، به شهر قم روى آوريدكه قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است.
امام صادق ( بحار النوار ج 60 صفحه 215 )

سوهان قم

سوهان قم
سوهان، از بهترين شيرينى هاى محلى ايران است كه به ذائقه تمامى مردم دنيا خوشايند است، مواد اوليه اين شيرينى از آرد، جوانه گندم، شكر، روغن، مغز پسته و بادام، هل و زعفران در دو نوع، لقمه اى و گل گرد تهيه مى شود.
سوهان براى اولين بار در قم پخته شده است، از اين رو تاريخ پيدايش آن را نيز در قم بايد جست وجو كرد. آنطور كه در بين سوهانى هاى قديمى قم مشهور است، تاريخ سوهان به دوره قاجاريه برمى گردد. نقل مى كنند كه در دوره قاجاريه و به سال۱۲۸۵ شمسى بنا بوده است، صحن بزرگ حضرت معصومه افتتاح شود و براى اين منظور پادشاه وقت رئيس ايل قاجار را به قم مى فرستد. كسبه و بازاريان قم نيز به استقبال فرستاده در بار رفته و هر كدام با خود تحفه و هديه اى نيز مى برند، يكى از آن هدايا، حلواى قمى بوده كه از طرف صنف عطار تقديم شده بود. رئيس ايل قاجار هنگام بازگشت به تهران به توليت حرم كه ميزبان وى بوده است، مى گويد: « آن حلوا، چون سوهان دل مرا صيقل داد و غذايم را هضم كرد، از اين بدهيد تا براى اعليحضرت ببرم. »
بدين ترتيب، حلواى قم كه در آن زمان در عطاري ها پخته مى شد، مورد توجه شاه و درباريان قرار مى گيرد و به « سوهان » شهرت مى يابد. تقاضا براى «سوهان» كه ديگر خوراك شاهان شده بود، افزايش مى يابد و به مرور كارگاه هايى مستقل نيز براى پخت سوهان شكل مى گيرد. اولين كسانى كه در قم سوهان پزى راه مى اندازند، سه تن از شاگردان جوان عطارى به نام، « ملاعلى عطار » بوده اند. از اين رو شايد بتوان حسين سوهانى، محمدرضا صفايى و سيدمحمد عارفى را بنيانگذاران صنعت سوهان قم دانست.
از ميان اين افراد «حاج حسين» به شهرت رسيد. سوهانى هاى قم، رمز موفقيت حاج حسين را در استفاده وى ازكره حيوانى در پخت سوهان مى دانند. اين كار حاج حسين باعث شد كه سوهان هايش از مرغوبيت ويژه اى برخوردار شود.


مديحه حضرت فاطمه معصومه

 

+ نوشته شده در  86/08/11ساعت 9:35  توسط آرش پورعليزاده  |